![]() |
![]() |
|
| گروه نمایش عنقا به نویسندگی و کارگردانی شهرام نویریان |
|
گروه نمایش عنقا : به نویسندگی و کارگردانی شهرام نویریان / با معرفی سارمین مومنی و محمدرضا نسیمی / نمایش تصاویر کارهای گذشته و آتی . آدرس ایمیل:www.angha. teater@yahoo.com مقصود از نمایش آن است که آئینه دار طبیعت باشد . . . . . . و ظاهر وباطن هر عصرو زمانی را بی هیچ تخلف چنان که هست مجسم می کند .
( دوست داشتن کافی نیست . باید یک عاشق بود )
به زودی نمایش در نظر بازی ما بیخبران حیرانند به نوشته و کارگردانی شهرام نویریان بر روی صحنه خواهد رفت که سارمین مومنی/ محمد رضا نسیمی و شهرام نویریان نقش آفرین این نمایش خواهند بود.
صبورا مومنی به عنوان منشی و مدیر صحنه و آرش عشقی / طراح و ساخت موسیقی فرشاد میانجی / طراح صحنه اعظم آقاجانی / طراح لباس امیر نادری پور / طراح و اجرای چهره پردازی ایمان شکور آبادی / طراح و اجرای نور پردازی رضا جمشیدی / طراح برنوشت و دیوار کوب استاد امیر بهرام زختاره / تعلیم آواز محمد درستکار / تعلیم نی رضا کرمی / تعلیم دف و آموزش نواختن موسیقی بدوی با گروه نمایش عنقا همکاری به عمل می آورند.
شهرام نویریان نویسنده / کارگردان و بازیگر نمایش جنین میگوید. جنین نوزادی است که از رحم مادر سخن بر لب آورد و ناله هایش ز برای پا نهادن بر دنیای ناخواسته است. جنین می گوید :اینک که برزبان روایتی جاری می سازم افسانه شوم طالعیم در یوم" السادس از ماه فغان است که خواهان تهی شدن جانم از توبره ی غم هستم. آن روزها که در من انس معنا گرفته بود مرا بی هیچ پوشش و همراهی بیرون کردند. آن سیاه رویی هیچ از یادم نرود که مرا بی حیا به جامه ی زنده گان مرده کردند . چه روز سخت و پر هیاهویی بود. من که بیرون را آشنا شدم به آن بسته درو رویایی پر از کثافات وغوغا قدر شناس گشتم بر خود با کوله باری ازحسرت گفتم: ای کاش مرا از آن خونها وبوی تند و تلخ رهایی نداده بودند. آنگاه که به بیرون پا نهادم تمام را سبز و سفید بر چشمانم می آمد . سبزی که آسمان و سفیدی که پرندگان آن سبزینه بودند با بالهایی خونین که گویی آنان بودند که مرا از آن دنیای صاف و زیبا و بدون گیرش جدا کردند.آری همان بودند که کردند.آنان مرا بر دستان خونی خود بر دو پای من دنیا را بر من واژگون ساختند و بر من که تنها نامم سکوت بود تازیانه زدند و تازیانه را پیش چشم سفید جامه گان زدند و مرا که تنها سکوت یار بود فریاد بر فریاد بر آوردم و به آهنگی که مویه بود رسیدم........ شهرام نویریان در این نمایش کسب مقام اول بازیگری را از آن خود کرد. بااینکه سالها از اجرای این نمایش میگذرد آنهایی که در اجرا ی نمایش در سالن حضور داشتند هنوز تصویری از این نمایش بر ذهنشان باقی مانده است.
استان گیلان در مجتمع فرهنگی هنری سردار جنگل ساعت ۱۰ صبح بر روی صحنه رفت . نویسنده این نمایش بیور اسپ ( ضحاک) را به صلیقه خود بر روی کوه دماوند به بند کشانده است وآنرا آزاد مکند که رهایی یابد از بندی که شیطان وجود بر او تار تنیده لست . ( محمد رضا نسیمی نقش آفرین نقش بیوراسپ که هیئت داوران از ایشان تقدیر به عمل آوردند.) این نمایش جایزه ی کارگردانی /طراحی صحنه و گریم را از آن خود کرد.
بخشی ازنمایش گذر کردن بیور اسپ از هفت خوان اسفندیار نویسنده : بیوراسپ . بیور اسپ نمایش من. آهای بیور اسپ. بیوراسپ: این باره کدامین آدیشپا آمده که بر کالبد و تخلیم آدیش افگند؟ بر کالبدم آدیش نپاشانید که خویش ز تارک تا انامل پایم آدیشم . این گونه بر آثامهایم کینه نورزیدکه خویش بر شانه هایم کینه رویانده ام کالبدم را پرداخته اید آبخانه ای که تمامتان نهار" اللیل پیشاب کالبدتان را بر آن می افگنید. فریادو زاری گردبادی بر این کالبد بی آرامش نهفته است . تمامه" النهارم لیل است . تمامه" النهارم باران اشفار است. بایست کوس بر گلو بند بنمایانم وچوبک بر آن بر کشانانم تا همگان ز ساز او هشیار سازم تا همچون نهارم بر من بگریند . چرا کس چاویدنم نشنود ؟ خویش که بر خویش کینه نرویاندم . خویش که بر شانه هایم آدیش نپاشانیدم . نه من نکشته ام . خویش هستیم نسوزاندم. خویش آرزوهایم نمیراندم. آن ابلیسی بود که مرا نوازش پرداخت................
گروه نمایش عنقا نمایشنامه آمین گفتن مردگان در عنبر را به نویسندگی محمد چرمشیر وکارگردانی شهرام نویریان در دست گرفت که به مدت ۴ ماه این گروه تمرین این نمایش را با بازی رضا سر افراز/ لیدا سرخیل و محبوبه جمائیلی پی در پی با شوق اجرای آن بر جان خرید که محمد رضا نسیمی دستیار کارگردان و سارا وظیفه شناس منشی صحنه این نمایش بودند. این نمایش با نا کامی سختی همراه گشت چون زمان رفتن به خدمت سربازی نویریان فرا رسیده بود. با آمدن از خدمت چند سال تنها با قلم به سر میکرد و در پنهانی حسرت پا نهادن بر صحنه را با خون دل بر جان خرید که دوباره با گروه جدیدی عنقا را نو سازی نمود. قلقلک های دوباره آمدنش از سوی یاوران همیشه در صحنه صورت گرفت. شهرام نویریان تجربه بازی در نمایشهای ( زمان سکوت برای زندگان ۱ / شبهای آوینیون / وصل هزار مجنون / زمان سکوت برای زندگان ۲ / شرفنامه یحیی تیره بخت / حراج شرافت در الا کلنگ مرگ / جنین / گذر کردن بیور اسپ از هفت خوان اسفندیار ) را دارد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 8:49 توسط شهرام نویریان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 |
|
RSS
|